محرم ماه الفت با جنون است / چراغ کوچه هایش بوی خون است
محرم حرمت خون است و خنجر / تلاطم می کند حنجر به حنجر . . .
باز محرم رسید، شدم چه حیران و مست
از این همه عاشقی، دوبارهام مست مست
باز محرم رسید، شهر سیهپوش توست
دل، نگران رنج خواهر مظلوم توست
سلام من به محرم، محرم گل زهرا / به لطمههای ملائک به ماتم گل زهرا
سلام من به محرم، به تشنگی عجیبش / به بوی سیب زمین غم و حسین غریبش
هر جا که میروم ز غمت دیده پر نم است / هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است
عمری گریستم که موظف به گریهام / گر نُه فلک به گریه شود باز هم کم است
برچسب: باز محرم آمد و,باز محرم رسید,باز محرم آمد,باز محرم شد,باز محرم,باز محرم شد ماه ماتم شد,باز محرم شدو دلها شکست,باز محرم شد علیمی,باز محرم اومد از راه,باز محرم جواد مقدم,
نویسنده: مینا اسماعیلی
تاريخ: سه
شنبه
13 مهر
1395 ساعت: 7:55